خرید بک لینک
ؤ دل خوش از بر گفتن این حقیقت ندارم اما آنچه می‌گویم حقیقت است. شکسپیر. نمایش. ریچارد دوم صلاحیت حل مسایل مختلف ما در گرو همت چه کسانی است؟( تلاش حاکمیت یا حکومت شوندگان یا هردو برای اتمام مشکلات اقتصادی )بیشتر شدن بها‌ها، بیکاری، تورم و صعود نقدینگی در پهنه بسیاری جوامع؛ فساد اداری و تجاری و خدماتی و بازاری و فرهنگی و فراخی و هزینه بالای دولتی… اعتیاد و سرقت و طلاق و اَشکال مختلف مسایل خانوادگی؛ مسایل مختلف بهداشت و درمان؛ مساله مهم روانی و اوقات فراغت در نظر گرفته نشده مردم؛ قلم و بیان و فکرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان میرزاده تاريخ: دوشنبه 23 شهريور 1405 ساعت: 19:25

.. کارخانه و بیکاری و .می بینمش که آمده به کمیته امداد و می خواهد مدد جو شود. می پرسم چرا می خواهی مدد جو شوی؟ تو هنوز سنی نداری؟ با تلاشی که در جلو گیری از بغض دارد می گوید چون من و شوهرم داریم جدا می شیم.می پرسم چرا طلاق؟ می گوید چون که شوهرم معتاد شده. می پرسم چرا معتاد شد؟ چون که از کار بیکار و بی حقوق و پول شد . می پرسم چطور بیکار شد؟ می گوید چون....کارخانه اش بعد از اختصاصی سازی و واگذاری به ارزش مفت به نابلدها و خودی ها؛ صاحبان تازه به بهانه هایی آنرا تعطیل کردند. چه کوتاه و غمبارهمه چادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان میرزاده تاريخ: دوشنبه 23 شهريور 1405 ساعت: 19:25

ای بخارا شاد باش و شاد زی.. کوروش مهیارچشم . حال که دست اندر کاران محترم و دلسوز اخیرن از رسانه هاو روزنامه نگاران و نویسندگان خواسته اند میزان شادناکی و امید و انگیزش مردم را در مکتوبات یومیه بالا ببرند. می بریم . چشم خواهیم گفت به قولی نه از ترس. اصلن هم متعجب نیستم که بزرگواران اهل امر و نهی و خواهش ،اما خود با داشتن 80 درصد رسانه های شنیداری و دیداری و مکتوب و مجازی چندان وارد صحبت امید افزایی وشادی نمی شوند. بقول حکیم جوزجوزانی دوست ابن سینای علیه رحمه : انشالله که خیر است. خوب ؛ به عیاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان میرزاده تاريخ: دوشنبه 23 شهريور 1405 ساعت: 19:25

به پیشگاه سالمندان ارجمند گیلان در این روز محترم جهانی سالمندان انسان تنها موجودی است که می‌داند از پس دهه‌ها کار و خرج جوانی؛ پیر می‌شود. به کهتری می‌رسد و آنگاه از لحاظ جسمی تمام می‌شود. بی‌هیچ استثنایی که خداوند برای موجودات زنده مقرر نموده است. به راستی آدمی در طول گذران زندگی منضمن، یک روزازعمراو کم و یک روز به سن او اضافه می‌شود! چه پارادوکس عجیب منطقی و پر غنج و البته منطقی ! در هرعرصه و طبقه و قشراجتماعی که باشد. و با هر توان و قدرت. با هر حرص و آز وبخشش و گذشت ، هر پندار خیر و شر، خود خادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان میرزاده تاريخ: شنبه 17 مرداد 1405 ساعت: 12:15

روز جهانی عصای سفید نقض عضو عیب و ترحم انگیز ودل بریدگی از زندگی نیست. گرچه به ظاهر سخت و ناهنجار می نماید. اینک در روزخاص عصای سفید برای نابینایان دنیا هستیم. نمادی چنین خود سنبلی برای اهمیت بخشیدن به ایمنی و سلامت عضوی فوق العاده مهم انسانی است. چنین روزی به واقعه ای واقعی که وقعوعش در سال 1921میلادی است بر می گردد. فردی که با یک تصادف توان دیدن تمامی موجودات خلق شده را از دست می دهد بنام همت شگرف انسانی از پای ننشسته و در حد ابتکار اولیه خود عصایی برای استفاده خود و دیگرانی هم چون خود رامی ساادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان میرزاده تاريخ: شنبه 17 مرداد 1405 ساعت: 12:15

اهمیت آمار دقیق بر پیشرفت برنامه های کلان به مناسبت جلسه هم اندیشی سرشماری عمومی کشاورزی بعد ده سال در ایران در ادامه سلسله گزارش و مقالاتی که از روز شروع سرشماری اداره کشاورزی ایران و بلطبع گیلان ، شروع کردیم امروز هم متنی در باب همکاری بهره برداران عرصه زمین های کشاورزی تقدیم این زحمتکشان گیلانی می نماییم. به راستی همواره طرح وبرنامه ریزی دربرنامه های عملیاتی هر کشوری عامل موفقیت بیش از پیش و حداقل هزینه و بیشترین فایده را با خود دارد. لذا جهت امر کلان بخصوص امرمهم کشاورزی، سرشماری عمومی اطادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان میرزاده تاريخ: شنبه 17 مرداد 1405 ساعت: 12:15

پندار بافی آفت بزرگی برای استان ما مسئولیت در اختیاریک فرد گذاشته می شود. اعم از اینکه مستعدش بوده باشد و یا به واسطی این کار انجام شده باشد. دراستانمان گیلان سرپرست و مدیر با هر نام و نهاد واداره ومجموعه ای قرار می گیرد. دیده می شود که دیدگاه آن مسئول (یا سئوال شونده)بخاطر شرایط بافت نوع زندگی طولانی پدر سالارانه ... اذر 403

برچسب: نویسنده: نیکان میرزاده تاريخ: شنبه 17 مرداد 1405 ساعت: 12:15

سیر تیاتر و نمایش و سرگرمی در فومن این اغراق نیست که فومن شاید یکی از کهن ترین اجرا کنندگان و استقبال کنندگان تئاتر و نمایش سبک نو در ایران بعد از رشت در این مرز بوم باشد. چرا که با تحول ارتباطات اواخر قرن گذشته که بندر انزلی و رشت دروازه ائ بسمت اروپا شد .چون موج پدیده های مختلف کشورها از دو سویه می وزد رشت هم از وجود انجمن های روشنفکری و فرهنگی در امری چون نمایش و تئاتر و موسیقی و مطبوعات.........

برچسب: نویسنده: نیکان میرزاده تاريخ: شنبه 17 مرداد 1405 ساعت: 12:15

آن کس یافت که جست...بر اساس یک اصل مسلم تاریخی، بدیهی است که گذشته هیچگاه مساوی آینده نیست و نمی تواند باشد. از این رو انسان عصر پرشتاب کنونی محکوم است تا بخشی از آینده باشد. پیشروی مدام در تونل زمان ،این آن قاعده نانوشته است که همواره ذهن و روح جوامع شیفته پیشرفت و سعادت را همیشه در گیرمی سازد. سرعت ، کندی، افت و خیز، اشتباه و جبران ، اتفاق و انتخاب مدام در مسیر این خیزش برای کسب و برتری بر زمان اینک دیگر به برنامه ساختاری جوامع پویا شده است. این فهم که دردها قابل جبران و مسایل جامعه برخلاف ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان میرزاده تاريخ: شنبه 17 مرداد 1405 ساعت: 12:15

ؤ دل خوش از بر گفتن این حقیقت ندارم اما آنچه می‌گویم حقیقت است. شکسپیر. نمایش. ریچارد دوم صلاحیت حل مسایل مختلف ما در گرو همت چه کسانی است؟( تلاش حاکمیت یا حکومت شوندگان یا هردو برای پایان مشکلات اقتصادی )افزایش قیمت‌ها، بیکاری، تورم و صعود نقدینگی در پهنه بسیاری جوامع؛ فساد اداری و تجاری و خدماتی و بازاری و فرهنگی و فراخی و هزینه بالای دولتی… اعتیاد و سرقت و طلاق و اَشکال مختلف مسایل خانوادگی؛ مسایل مختلف بهداشت و درمان؛ مساله مهم روانی و اوقات فراغت در نظر گرفته نشده مردم؛ قلم و بیان و فکر بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان میرزاده تاريخ: شنبه 17 مرداد 1405 ساعت: 12:15

کارخانه و بیکاری و . می بینمش که آمده به کمیته امداد و می خواهد مدد جو شود. می پرسم چرا می خواهی مدد جو شوی؟ تو هنوز سنی نداری؟ با تلاشی که در جلو گیری از بغض دارد می گوید چون من و شوهرم داریم جدا می شیم. می پرسم چرا طلاق؟ می گوید چون که شوهرم معتاد شده. می پرسم چرا معتاد شد؟ چون که از کار بیکار و بی حقوق و پول شد . می پرسم چطور بیکار شد؟ می گوید چون....

برچسب: نویسنده: نیکان میرزاده تاريخ: شنبه 17 مرداد 1405 ساعت: 12:15

ای بخارا شاد باش و شاد زی.. کوروش مهیارچشم . حال که دست اندر کاران محترم و دلسوز اخیرن از رسانه هاو روزنامه نگاران و نویسندگان خواسته اند میزان شادناکی و امید و انگیزش مردم را در مکتوبات یومیه بالا ببرند. می بریم . چشم خواهیم گفت به قولی نه از ترس. اصلن هم متعجب نیستم که بزرگواران اهل امر و نهی و خواهش ،اما خود با داشتن 80 درصد رسانه های شنیداری و دیداری و مکتوب و مجازی چندان وارد صحبت امید افزایی وشادی نمی شوند. بقول حکیم جوزجوزانی دوست ابن سینای علیه رحمه : انشالله که خیر است. خوب ؛ به عیاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان میرزاده تاريخ: شنبه 17 مرداد 1405 ساعت: 12:15

عدالت اجتماعی ورفاه اقتصادی آن برای گیلان امروز ما واژه و روشی با عنوان عدالت اجتماعی، محبوب و عشق و لقه لقه همه انسانها با هر مرام و مسلکی بوده و هماره هم خواهد بود. از هیتلر که مکرر در نطق های حماسی خود تکرار می کرد تا گاندی و ماندلا و و ادیان مذهبی و انجمن ها و سازمانها و سندیکاها و بلااخره احزاب مختلف دنیا. این پرچم عدالت اجتماعی را لحظه ای از ایده و گفتمانهای خود بیرون نمی گذارند. عجب. چیست این دّر واژه دلچسب همه کس خواه ؟ با اینکه هیچکس با عدالت مخالف نیست اما فشرده نگاهی فوری چندی از اقشارمختلف را در باب آن باز خوانی نماییم. ـ البته شایان ذکر است که عدالت می تواند معانی سیاسی، قضائی یا اجتماعی داشته باشد. مثلن سازمان ملل عدالت را در برابری حقوق انسان ها تعریف می کند. دیگر سو دنیای قضائی اما حق داشتن وکیل و دادگاه عادلانه برای همه مردم معنا می کند. طبقه فربه اهل سرمایه در کنار انواع مالکیت معتقدند که انچه من بدست اورده ام برای خودم و مال تو هم مال خودت. با عدم تجاوز به حق هم عدالت را معنا می کند. حقوق بشرهم با مفهومی عام زنان، کودکان، اقلیت های مذهبی و قومی و نژادی را معنا می کند. اما عدالت اجتماعی تعریف مشخصش چیست. تعریف و تعبیر و تفسیری هر مکتبی در این باب نظر وایده و فهم خود را دارد. چگونه می توان برای عدالت اجتماعی تعریفی سر راست ارایه نمود. در جهت اقتصاد و راحتی خیال عموم کابردی اش نمود. آیا معنای تخصیص عادلانه منابع و ایجاد امکان رشد و بهره گیری از خدمات اجتماعی بطور مساوی برای شهروندان جامعه ختم کلام این موضوع نیست؟ شاید با چندین مثال ساده از واقعیت های موجود بر آن اشراف یافت. این شعار را از دهان و متن بسیاری شنیده و خوانده اید. نفت بایستی سر سفره مردم بیاید تا عادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان میرزاده تاريخ: پنجشنبه 14 تير 1403 ساعت: 14:30

کارخانه و کارواعتیاد و طلاقمی بینمش که آمده به کمیته امداد و می خواهد مدد جو شود. می پرسم چرا می خواهی مدد جو شوی؟ تو هنوز سنی نداری؟ با تلاشی که در جلو گیری از بغض دارد می گوید چون من و شوهرم داریم جدا می شیم. می پرسم چرا طلاق؟ می گوید چون که شوهرم معتاد شده. می پرسم چرا معتاد شد؟ چون که از کار بیکار و بی حقوق و پول شده . می پرسم چطور بیکار شد؟ می گوید چون کارخانه اش بعد از اختصاصی سازی و واگذاری به قیمت مفت به نابلدها و خودی ها؛ صاحبان تازه به بهانه هایی آنرا تعطیل کردند. چه کوتاه و موجه همه چیز را می گوید. می پرسم فکر می کنی چه باید بشود؟ خیلی ساده می گوید: کارخونه،کارخونه باید بازگشائی شود. شوهرم آدم خوبیه . به سر کار میرفت. زحمت می کشید.با خستگی کار در کارخونه دیگه وقت و جائی برای اعتیاد نبود. من و بچه هام هر چی بود حرفی نداشتیم. زندگی مونو می کردیم. اصلن صحبت طلاق نبود. خودم تا سوم راهنمائی خوندم. شوهرم کمی بیشتر. نمی دانم از این به بعد بچه هام از سیگار تا خلاف های بزرگ دور خواهند ماند؟ چشمان مرطوب وی میل به قطران دارند. دلم نمی خواهد اما از او می پرسم آیا هرکه بیکار شد باید معتاد بشه؟ نگاه و پوزخندی لابد به کم فهمی من می کند و راحت می گوید: وقتی یک مرد کارگر صبح که پاشد و بی هیچ دلیلی و فقط بخاطر تعطیلی کارخانه اش از کار شرافتمندانه و آوردن نان برای خانواده اش محروم شد و راه بجائی نداشت، آسانترین راه که در سر هر خیابان و محله ای قرار گرفته مصرف و بعدا فروش موات و چه هر کوفت و زهر ماری پیش می آد. دیگه! چیزی که برای خودش شغلی شده . ازدکه های سیگار فروشی هم فراوانتر. می پرسم آخه چرا باید توگیلان ما این همه کارخانه های خوش بازده را تعطیل و بفروشند ؟ می گوید چه می دونم وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان میرزاده تاريخ: پنجشنبه 14 تير 1403 ساعت: 14:30

برای ماهی سیاه کوچلوی دریاها صمد بهرنگیبه قلم کوروش مهیار - من میخواهم بدانم که، راستی راستی زندگی یعنی اینکه توی یک تکه جا، هی بروی و برگردی تا پیر بشوی و دیگر هیچ، یا اینکه طور دیگری هم توی دنیا میشود زندگی کرد؟...وقتی که دو کتاب به نوجوانی در نخستین واحه های شناخت من ازدنیای پیرامون بدستم رسید جایزه ای از کانون پرورش فکری کودکان بود . از بازی در نمایش نخودی و دیو. کتابی از انتشارات طلایی (یک انتشاراتی پر کار با جذابیت خاص مورد علاقه نوجوانان ) به نام های کریستف کلومب کاشف آمریکا و ماهی سیاه کوچلو صمد بهرنگی . یکی عطش کشف سرزمین های ناشناخته و دیگری کشف زندگی و درون آدمی درنیمه سالهای خاکستری دهه 40 ! چون صمد نویسنده محبوب بزرگ ترها خصوصن دانشجویان با مرگ مشکوک خفه شدن یاخفه کردن درکشور مطرح شده بود پس صلاح دیده شد که داستانهای کم حجم با قیمت ده ریالی او انتشاری موقت یابد. این بود که بیشتر کتابهای این نویسنده خوش پردازش گر کودکان را از گنجه برادردانشجوی پزشکی برداشته و با سرعت و لذت کوک دوز وار بخوانم. آنقدر که یک سری کامل آن بخصوص کندکاو درزمینه آموزش و پرورش تاثیر آگاه گرانه خود را براین نوجوان سرخانه بیرون آورده گذاشت. چون از پدر و مادرسالخورده معشوربودم تک برادرم بار سرپرستی و تعلیمش را بخصوص به فصل تابستان که مرا به کوی دانشگاه تهران می برد به گرده اش و تا به هنوزاز گرمای محبت انسان گرایی والا وخیل تجارب حاصل از کاروان کتب بزرگان اهل قلم بهره وری نموده ام. قربان او و همه کسانی که دنیای جادویی کتاب ،روتین لحظه های زندگیشان است. باری در این شرجی گرمای دلچسب تیرماهی رشت به یاد سالمرگ این عزیز( ..مهم این است که مرگ یا زندگی من چه اثری برروی دیگران دارد).. چکامادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان میرزاده تاريخ: پنجشنبه 14 تير 1403 ساعت: 14:30

صفحه بندی