ؤ
دل خوش از بر گفتن این حقیقت ندارم اما آنچه میگویم حقیقت است. شکسپیر. نمایش. ریچارد دوم
صلاحیت حل مسایل مختلف ما در گرو همت چه کسانی است؟
( تلاش حاکمیت یا حکومت شوندگان یا هردو برای اتمام مشکلات اقتصادی )بیشتر شدن بهاها، بیکاری، تورم و صعود نقدینگی در پهنه بسیاری جوامع؛ فساد اداری و تجاری و خدماتی و بازاری و فرهنگی و فراخی و هزینه بالای دولتی… اعتیاد و سرقت و طلاق و اَشکال مختلف مسایل خانوادگی؛ مسایل مختلف بهداشت و درمان؛ مساله مهم روانی و اوقات فراغت در نظر گرفته نشده مردم؛ قلم و بیان و فکر با حدود اختیارات ارائه آن؛ خود سانسوری مدام نشریات تا حد علمی آن؛ دپوی آماس کرده گپهای قشنگ شعار گون و عدم باور گم شدگی حتا از اطلاعات نوین صحیح و ناصحیح؛ این اعمال تمام نشدنی و نفرین شده آزمون وخطا در هر چیزی که احساس میشود چرخ اختراع شده را بار دیگر اختراع کردن!؛ سرسختی و مثلن یک پا داشتن مرغ که در امر سیاستهای برخی از این جوامع همچون سمی بیحس کننده عمل میکند. روند کارهای ساده و قابل دست یابی به امتیازهای برتر را به کابوسهای ناتمام مبدل میکند. آری سیاست خارجی داخلی و.. مجموعه بسیاری از حلالهای خدواندی؛ حرام میشود. نابلدیها و آزمون خطای معروف در دوری از نصیحتها و پیشنهادهای متفکرین آن دید. پس مبحث چیست.؟ آیا باید در فهم بد سیاست دانست؟ اگر چنین است برای آرامش زندگی جمهور عموم مردم از سعادت به حقی که شایسته اوست؛ سطح منطق مسئولین روستا و شهر باید به کدام سو بگراید؟
مدام به وظایف خود در برابر حقوق مردم فکر کردن یا اینکه مدام به حقوق خود توجه داشتن و همه چیز را از وظایف دیگران دانستن ؟؟ ! . به راستی کدامین؟
این یک اصل تجربه شده درجوامع مختلف است که هرچه سطح منطق سیاسی و آگاهی اجتماعی یک جامعه؛ شهر و روستا و حتا خانواده به هر شکلی بالاتر رود فرصت تحقق دست یابی به زندگی سعادت آمیزبا ثروت ونشاط عمومی هم به سطح بالاتری میرسد. برعکس این واقعه در هر جامعهای اقلیتی با یک اشتباه تاکتیکی و نگران بار خواستهاند به هر طریق اکثریت را از دستیابی به منطق سیاسی و درک فهم مطالبات دور نگهدارند تا مثلن خود باقی بمانند. مسلط بر همه تواناییات مادی و معنوی قدرتمند شوند. زمان و تاریخ وسرزمین مادری را مدام درالتهاب و هول ولا انداخته، ضرر لذت از زندگی کمتر از آسایش لذت بخش انسانی آن منطقه بوده است. اساسا سیاست دانشی ارزشمند و ضرور برای همگان است. میتوان با درک وفهم آن درکنار هم از سپهر لاجورد و زمین زمردین و آبهای نیلگون با همه نعمات خداوندی با هم منتفع بود. هراس و گریز وجنگ در هر شکل آن شایسته مقام انسانی، آن هم در این عصر فرا مدرن گزارشها و آگاهی نیست. هوشیاری ما باید بدینگونه باشد که بدانیم و آگاه باشیم از آغاز خیزش انقلاب بزرگ و اعجاب انگیز مشروطیت تا هم اینک چقدر به پدیده توازن سیاست خارجی و داخلی پرداخته شده است. عده قلیل حکومتی همواره اهداف و معنای زندگی شکم باره خود و طبقهشان نه در زندگی جمعی و لذت همگانی بلکه فقط در زندگی فرد ی و گروه مشترک خود جستجو میکردهاند. بدینسان جامعه را از سیاست واقعی و انسانی به امر و فرمان یک سویه و خاصشان مبدل میساختهاند. بهرحال چه سهو چه عمد چه مسئولین انسانگرا و دلسوز و یا خود خواه کوته بین در هر سرزمینی؛ باید که افراد درحال زیست آن از حداقلهای روند یک زندگی خوب برخوردار باشند.؛ چراها و باید نبایدها؛ انگیزه و راه به سوی بهشت زمینی را که خدا وعده داده وتعریف شده هر دو سو یعنی حکوت کنندگان و حکومت شوندگان بدست بیاورند. فرق نمیکند چه یمن باشد چه ماداگاسکار چه قلههای دالایی لاما چه دشتهای بورکینا فاسو.
چه خوب میگفت مقام مسئولی از سطوح بالای امنیتی آمریکا که مسایل و آسیبهای اجتماعی وجود دارد حتا در درون سازمان فضایی ناسا*. هر ازگاه از مطالعه نشریات آمریکای و اروپایی میتوان به اعترافاتی از سر استیصالشان بخصوص در دایره مسایل اجتماعی و سیاسی و فرهنگی باز یافت نمود که کم از تجارب فلسفی انسانی نیست و فاکت و نمو نهای میشود که درمثالها میتوان در حد مستند بکار برد. باری اگر آسیبها ومسائل اجتماعی وجود دارد حتا نه بعنوان یک شهروند و یا روستاوند بلکه بعنوان یک پژوهشگر یا نویسنده و یا خبرنگار به بسیار دلایل باید به آن پرداخت. حالا تا روز آینده چه شود اتلاف وقت و عمر خواهد بود حتا اگر که در زمان زنده بودن ما بخشی از مسایل اجتماعی حل ناشده بماند نسلهای بعد با تکنیکهای فرای برتر بدانها دست یازیده و با مسایل تازهتر عصر خود به پیش خواهند رفت.
آری پذیرش یک باره درد آسیب و مسایل جامعه بسیار نیکتر از حرص و جوش و پنهان کاری و درد حاصل از این غیب درمانیهای موقت خواهد بود
پس اینکه مساله اصلی و موجود جوامع انسانی چه از کل به جز و یا برعکس با همه تفاوتهای قابل درک چیست؟
کورش مهیار
برچسب:
نویسنده: نیکان میرزاده