به پیشگاه سالمندان ارجمند گیلان در این روز محترم جهانی سالمندان
انسان تنها موجودی است که میداند از پس دههها کار و خرج جوانی؛ پیر میشود. به کهتری میرسد و آنگاه از لحاظ جسمی تمام میشود. بیهیچ استثنایی که خداوند برای موجودات زنده مقرر نموده است. به راستی آدمی در طول گذران زندگی منضمن، یک روزازعمراو کم و یک روز به سن او اضافه میشود! چه پارادوکس عجیب منطقی و پر غنج و البته منطقی ! در هرعرصه و طبقه و قشراجتماعی که باشد. و با هر توان و قدرت. با هر حرص و آز وبخشش و گذشت ، هر پندار خیر و شر، خود خواهی، عصبیت، و یا مهربان و نیک خو، بتدریج و یا با سرعت به سمت کهن سالی و آغاز دورانی که بازنشستگیاش می خوانند؛ گام بر میدارد. این را به خوبی میفهمد. حتا اگر به خوبی از درکش عاجز باشد. در پیرامون خود بسیار از سپید مویان، عصا بدستان، و از پا افتادگان را که نقد جوانی و سلامت خود در عرصه انواع خدمات گذراندهاند؛ میبیند. این را میداند زیرا که از قدرت و صلابت و، پهلوانی و غرور و بزرگی گذشتهِ پیران بیخبر نیست. اما تعجب اینجاست که چگونه با جادوی نسیان و یا بیخیالی چنین پایان دهشتناک و یا برعکاس معمول و زیبا را برای خود نمیبیند ؟ چه بسیار که این دوره گذار کوتاهِ و پرسرعت چند دهه زنده ماندن بر زمین ؛ را که می توان حتا به ساعت و دقیقه هم محاسبه کرد برای انباشت اشیا یعنی پول و حسابهای بانکی و همه ملزومات ظاهری و حاشیه ای آن به هر وسیله دست مییازد. با قدرت پنهانی که در وسیله معامله گون با نام دلچسب پول وجود دارد چگونه برای ظاهر پوشالی خود اگر جو قدرتی کوتاه مدت او را گرفته باشد؛ چگونه قدرت وحشتناک اجتماعی را به نفع خود و اقوام و گروه وابسته اش به شیطنتی خواهان میشود. این عده معدود زیبایی طربناک بهار و گرمای دلچسب تابستان و گام بر برگهای زرد پاییز و رقص برف در زمستان و دوستی و یاری برای دیگران را آلوده نیات خود خواهانه و عجیب و عبث خود می کند . او بسرعت و بیهیچ استثنایی به همان ایستگاه دیگر کهنسالان و بازنشستگانی میرسد که باید ریاست و قدرت کوتاه چند دهه خود را واگذارد خواهد رسید و با این همه جز سلامی و کوتاه پرسشی و گذشتن از کنار آنها بدرون طوفانهای زندگی فردی خود نمیپوید. به راستی آدمی در تنهایی خوشبخت خواهد بود ؟ قشر ی دیگر از پایان یافته گان سالها تلاش انسانی وحلالشان که به سالمندی می رسنداما با وجدان خود که تنها صدای خداوند است آسودهاند . انتظار تکریم و احترام از هر سویی بخصوص از مسئولین جوانی که جای پای ایشان میگذارند بیجا نخواهد بود.. چه مرد وچه زن با هر وضعیت کنونی کنار ما عصاره تجربه عمری زندگی، کتاب قطوری برای مطالعه، رازهای ناگفتهای برای نیوشیدن چکامه برای دیدن، و آینه عبرتی برای ادامه زندگی فرد فرد ما می تواتد باشد.نگارنده آرزو میکند ودرواقع هم شایسته است بازنشستگان فهیم و با شخصیت گیلانی دوران سالمندی خوب و انسانی و بیدغدغهای را با خاطری جمع و نیک بختانه همراه با آسایش جسمی و فکری داشته باشند. این میسر نمیشود مگر با احترام و همگرایی خانواده و اطرافیان و نزدیکان؛ بخصوص مسئولین مربوطه که با هر وسیله مادی مناسب و در خورشان و نیاز ایشان و فوق برنامههای خاص معنوی و شادکامانه؛ متواضعانه و بدور از هیچ منتی برایشان فراهم آورند. چرا که بازنشستگان امروز انسانهای قوی عرصه کارو زندگی دیروزبودهاند. اینک در این سرازیری عمر ،وقت استراحت و آرامش بیدغدغه شان فرا رسیده است. بطور معمول دایره پیرامونی ایشان شامل نسلهای جدید فرزند و نوه و نتیجه زیادتر وسفره ای فراخ تر حالا دیگر مخارجی بیش ا ززمان گذشته بر ایشان ی تحمیل شده است. مسئولین باید بدانند که خود روزی بیهیچ استثنا به دوران سالمندی و باز نشستگی از خدمات میرسند. آری بیهیچ شکی همه کسانی که امروز بر مسند مسئولیت و کار استند به دوران بازنشستگی و سالمندی و جمعیت و سفره بزرگتری در زندگی خود خواهندرسید. چه بهتر که به تجربه کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه با همه توان این دوران را برای همه این قشر عزیز را آسانتر و لذت بخش نمایند. بیهیچ استثنایی پاداش و امکانات بر حق رفاهی و تفریحی و سلامتی را بیهیچ منت و معطلی تقدیمشان نمایند که به ضربالمثل ژاپنی این قشر برکت هر جامعهای میتواند که باشد. با آرزوی سلامتی و گرمای سرشار از مهر در برای این گرامان ؛ سعه صدر و همگامی و تعامل مسئولین برای نیازمندیهای این قشرحالا دیگر مسئولیت به پایان برده را در برنامه های خویش لحاظ نمایند.
جمهور همکاران روزنامه گیلان امروزضمن آرزوی امید شادی و سلامتی این روز خجسته جهانی رابه پیشگاه همه بانوان و آقایان بزرگوار سالمند گیلانی تبریک و شاد باش عرض مینماید.
««برزگری سپید مویم
سرشار از داستانهایی شورانگیز
و چیستانهای شگفت آور
آنچه اندوختهام ارزانی شما باد
آهای آرامش دلپذیر»»ا
کوروش مهیار -- 403/7/10 گیلان امروز -- 09050125425---
برچسب:
نویسنده: نیکان میرزاده