خرید بک لینک

بر 1 1 یک 1 1

امروز می خواهم بی شرح و بسط ازیک نماینده مجلسی و در واقع از نقطه نظرایشان بنویسم که از پس این سالها هنوز سندیت و به روز بودن ولازمه خود را از دست نداده است.نماینده مجلسی که از گذار حادثه روزگار از روزنامه نگاری تخصصی و مورد علاقه اش به آکواریوم جمع دایه گان نمایندگی مجلس شورای ملی رسیده بود . آقای فرامرزی را می گویم که در زمان خودش از طرف مردم زادگاهش ورامین این وظیفه نماینده در مجلس شورای ملی بر گرده اش افتاده شد. اتفاقن سخنرانی اش در مجلس همان طنین و نظری بود که از قلمش درجریده و مطبوعه و مقالاتش می سرید.

این متن یادگاری بدون شرح را از مذاکرات مجلس 8 اسفند ماه 1333از این بنده خدا فرامرزی داشته باشید که خود گویای منظورنظر این مقال می باشد. توجه بفرمایید...(...من می گویم آزادی، آزادی، آزادی، تا آزاد باشم آن مقامی را که می خواهم احراز کنم.!بعد از آن که بر خر مراد سوار شدم، دیگر نمی خواهم کسی آزادی داشته باشد، تا مبادا صندلی مرا تکان دهد. به دلیل همین طرز تفکر ما در عرض پنجاه سال نه مشروطیت پیدا کردیم و نه قانون. ما تا امروز حتی یک قانون استخدام جامع نداریم، برای این که هیچکس نخواسته یک نظر عام و منطقی به تمام مستخدمین بیندازد. با یک ماده و طرحی که خودش و پسر خاله اش وارد شدند، فورا در را برای سایرین بسته اند. مثلن در مشروطه مان هم همین کار را کرده ایم، عین الدوله را برداشته ایم و خودمان جایش نشسته ایم. حالا هم که می خواهیم خودمان باشیم، مردم دیگر نباید آزادی داشته باشند. عدلیه هست، قانون هست، مجلس هست، همه چیز هست، ولی من هم هر چه دلم بخواهد می کنم، چون این قوانین مانع اند، حکومت زیک زادی را ادامه می دهیم. نماینده مجلس دلش می خواهد خودش آزاد باشد حرف بزند، ولی اما روزنامه مقید باشد.! این صحیح نیست. تا مادام که وکیل مجلس آزاد است، روزنامه هم باید آزاد باشد. وقتی که روزنامه آزاد نبود، وکیل مجلس هم نمی تواند آزاد باشد. الله بلا این ها هر دو پایه مشروطه هستند. مثلا می گویند روزنامه به فلان آدم حمله نکند، خوب پس وکیل مجلس هم حمله نکند، اگر به فلان آدم نباید خوب و بد گفت، چرا شما توی مجلس حق دارید بگویید؟ من به شما می گویم که آن عصبیت یاحمله بعضی روزنامه ها که آقایان از آن می نالند، محال است جلوگیری شود. چرا؟ برای این که تا مادام که علت هست، معلول هم خواهد بود.

این فحاشی ها نتیجه ظلم است، نتیجه تبعیض است، نتیجه فشار است که در دستگاه دولت ها بوده است. تا این عوارض از بین نرود، آن مسایل هم پابرجاست. از شهریور 1320 تمام دولت ها هی نشستند، هی ما را خواستند و گفتند بیایید فکری به حال مطبوعات بکنیم. بنده به هر رییسی الوزرایی گفتم که فکری برای دستگاهتان بکنید تا خلاف نکنند. این مهمه و واجب. این که فقط می خواهید مطبوعات بد نگویند، یک طرف است. ریشه فساد را بخشکانید...» خلاص.

19/2/403----گیلان امروز---- گوگل = کوروش مهیار

برچسب: نویسنده: نیکان میرزاده تاريخ: يکشنبه 13 خرداد 1403 ساعت: 12:50

صفحه بندی