تقدیم به پدران که از تقدیرها دور مانده اند .
بنام پدر
نزدیکی گل باغ وسط شهر جلوی ساختمان جدید شهرداری می خندیم. شلوغ و پرصدا. بی خیال دنیا ؛ سوای از ازدحام شلوغ ماشین های مسافر که به سمت ماسوله و قلعه رودخان و شاهزاده ابر اهیم و شاهزاده اسحاق و دیگر مناطق رویایی حومه های شهر در حرکتند .بقول کبلایی (کربلایی) در حال زولبیا ر یختن توی خرکاره بزرگ(ماهی تابه مسی) و جوشان ؛ چی . چتون ِ بابا ... اووو مگه بلندگو قورتیده اید؟. ..مشخص است که هرکدام از این بچه ها چیزی کادو وار.......![]()
![]()
برچسب:
نویسنده: نیکان میرزاده